تبليغاتX
تپش ثانیه ها
 

به آن زیبایی می اندیشم ،

که زمان را به فرا سو برد.

به دنیایی که هیچ چیز دیگری نمیشناسد ،

جایی که هکه چیز پاک است و ناب و نیکو،

و انسانها آرزومند آن که یار یکدگر باشند.

جایی که کشف،خود  راه و رسم زندگی است،

و هراسی از شکست در دلها نیست.

جایی که خدا در وجود یکایک ما وجود دارد،

و برای همه حقیقت او آشکار است،

به زمانی می اندیشم رها از رنج،

و جایی که نومیدی در آن راه ندارد.

جایی که عشق معنایی پیوسته یافته است،

تا انسانها را تا ابد به هم پیوند دهد.

به آن می اندیشم که تمام این ها روزی حقیقت یابند،

و نیایشم این است که در همه اینها با تو سهیم باشم.

(جوونی روزنائور)

+ نوشته شده توسط محبوبه در شنبه بیست و سوم دی 1385 و ساعت 11:56 |

هر آینه نیازمندم بودی، ای کاش بگویی!

کسی نگفته ست زندگی کار ساده ای است

گاهی بسیار سخت و ناخوشایند می نماید

اما با تمام فراز و فرود هایش ، زندگی...

از ما انسانی بهتر و نیروند تر می سازد

حتی اگر در لحظه حقیقت آن را در نیابیم

به یاد آر...

که در ازردگی ، رنج از خود دور داری

و در دلتنگی ، بگذار اشکهایت جاری شوند

و در خشم ،خود را رها سازی

و در ناکامی بر خود چیره شوی

تا می توانی یار خود باش

می توانی بهترین دوست خود باشی

اما به هنگام آشفتگی من را خبر کن!

می کوشم، بدانم چه وقت باید در کنارت باشم .

اما گاه ممکن نیست ، پس خبرم کن!

عشق بالاترین هدیه ای است که می توانیم به یکدیگر بدهیم.

و ایثار یکی از بزرگترین لذتهایی است که به ما ارزانی شده.

من اینجایم هر زمان و همیشه،

تا هر آنچه دارم به تو هدیه دهم.

+ نوشته شده توسط محبوبه در پنجشنبه چهاردهم دی 1385 و ساعت 21:58 |

خدایا! باحاجت و نیازم ، آهنگ کوی تو کردم ، و بار درویشی و نیازمندی و بینوایی خود را بر در خانه تو فرود آوردم ، و به راستی که من به آمرزش و رحمت تو بیش از عمل خویش تکیه دارم ، چرا که دامنه آمرزش و رحمت تو گسترده تر از گناهان من است . پس بر محمد و خاندانش درود فرست ، و بر اوردن همه حاجت هایم را به عهده گیر، چرا که توانایی و روا کردن انها بر توآاسان است ، و من نیازمند توام و تو بی نیاز از من، چرا که هرگز جز از سوی تو به خیر و نیکی دست نیافته ام و هرگز جز تو کسی بلاها و بدی ها را از من دور نداشته است ، و در سامان دادن کارهای دنیا و آخرتم به کسی جز تو امید ندارم. (صحیفه سجادیه دعای 48)                             

پیوست: عید قربان رو به همه شما دوستای گلم تبریک می گم و براتون آرزو می کنم قشنگترین عیدی ها رو از خدا بگیرین در ضمن اگه عرفه خوندین منو هم یادتون نره برام دعا کنید.

 

+ نوشته شده توسط محبوبه در جمعه هشتم دی 1385 و ساعت 13:59 |

با سلامی ساده اما گرم

چهار شنبه بود طبق معمول ریاضی داشتیم . خوب ترم یک هستم ریاضی پیش دارم تقریبا مهم ترین سر فصل هایی که در دبیرستان و پیش دانشگاهی خوندم باید این ترم تحت عنوان ریاضی پیش پاس کنم.

همیشه از چهار شنبه ها به خاطر ریاضی ناراحتم از اینکه باید سر کلاس یه استادی بشینم که در سهایی که می شه با زبان خیلی ساده تر از اونچه فکر می کنه بیان کرد اونقدر کلمات قلمبه تحویل ادم میده که من یکی همش در پی اینم که الآن که این کلمه رو گفت معنی اش چی بود ، اصلا یادم میره داره از چی می گه ! ! !

مطالبی که من تو دبیرستان با زبان خیلی ساده از زبان دیبرها یاد گرفتم اگه می خواستم برای بار اول از این استاد یاد بگیرم همون موقع از ریاضی  و هر چی که به ریاضی ربط داره متنفر می شدم . اخر کلاسم نه تنها هیچ چیزی جدیدی یاد نگرفتم برای خوندنم سراغ دفترو کتاب های دبیرستانم میرم.

تقریبا یک ماه پیش تو مجله موفقیت شماره 108 یک مقاله تحت عنوان تکنیک جادویی آسان گیری را جدی بگیرید از احمد حلت خوندم که به من خیلی در حل مشکلات و مسائلی که برام پیش می یاد کمک کرده که واقعا همه ما شاید تجربه کرده باشیم یا خیلی ها رو دیدیم که به خاطر نوع نگرش سختشون به مسائل حتی ساده ترینشون از زمین و زمان می نالن و آخرم هیچ کاری نمی کنن و تسلیم مشکلات می شن برا همین یه بخشی از این مقاله رو براتون می نویسم فکر می کنم زندگی رو براتون قشنگتر و راحت تر کنه.

« می خواستند استاد دانشمندی را امتحان کنند. به او گفتند :" یک را کنار دو جمع کنیم چه می شود.!؟" استاد با خود فکر کرد که این سوال به ظاهر ساده حتما باید جوابی سخت داشته باشد . به همین خاطر یک هفته مهلت خواست تا جواب سوال را پیدا کند. او روزها و شبها بیدار بود و دنبال جواب مناسبی می گشت . سر انجام بعد یک هفته ، هزار برای این سوال آورد از جمله اینکه اگر یک کنار دو قرار بگیرد یا 12 می شود یا 21 و همین طور هزاران پاسخ پیچیده تر از آن. ولی استاد نتوانست جواب صحیح مسابقه را پیدا کند و در عوض یک کودک دبستانی جواب مساله را داد . جایزه را برد.! پاسخ سوال خیلی ساده بود یک به علاوه دو می شود سه! به همین سادگی!

نکته را گرفتید! علم و دانش زیاد استاد او را گول زده بود و باعث شده بود که او در پیچ و خم پیچیدگی ها سر در گم شود و از ارایه یک جواب ساده برای یک مساله ساده عاجز شود .

شاید بگویید این فقط یک داستان است و در واقعیت هر که دانشمند تر باشد پاسخ هایش کامل تر و داندان شکن تر است . ولی با همه احترامی که فرن حاضر برای دانشمندان قایل است باید بگوییم که متاسفانه دانش بیشتر بسیاری مواقع باعث پیچیده سازی امور ساده و دور شدن انسان ها از جواب های ساده و موثر می شود.

چنذ هزار لیسانسه و فوق لیسانسه سراغ دارید که با وجود گذراندن ده ها واحد اموزش زبان از یک مکالمه ساده عاجزند و در مقابل چند هزار دختر و پسر دبیرستانی را می شناسید که فقط با نگاه کردن و تقلید جملات به راحتی انگلیسی صحبت میکنند.

آلبرت انیشتن نابغه بزرگ ، جمله زیبایی دارد با این مضمون که اگر کسی نتواند یک مساله پیچیده را به زبان خیلی ساده برای خودش و دیگران توضیح دهد آ مساله را از اساس نفهمیده است!

آیا متوجه نکته پنهان در این جمله می شوید! مهم نیست موضوع مورد برسی شما چقدر پیچیده باشد اگر شما هنر ساده نمایی و ساده نگری و ساده سازی ان موضوع پیچیده را نداشته باشید اصلا نباید گام بعدی را در آموزش و به کار گیری  ان موضوع بردارید چرا که شما در این نقطه با کسی که از ان موضوع چیزی نمی داند فرقی ندارید.

هیچ وقت از یاد نبرید که خالق هستی این دنیا را فقط برای دانشمندان و عاقلان خلق نکرده است و افراد عامی و عادی و معمولی هم این حق را دارند که از همین دنیای یه ظاهر پیچیده به سهم خود و به روش خود حظ ببرند و بهره جویند. به همین خاطر برای بسیاری از مشکلات به ظاهر لا ینحل و پیچیده خیلی وقتها بد نیست به سراغ زندگی آدم های معمولی بزویم و ببینیم آن ها چطور با این مشکل کنار آمده اند . از سادگی و راحتی و از همه مهمتر کارایی و اثر بخشی جوابهای آن ها حتما حیرت زده خواهیم شد.»

       
+ نوشته شده توسط محبوبه در جمعه یکم دی 1385 و ساعت 21:26 |