روزها و لحظه های ماهی را سپری می کنیم که بیش از پیش آیه های قرآن تلاوت میشن و به تبع ما هم بیش از پیش روح و جانمان رو از شنیدن و خوندن این آیه های مقدس به آرامش میرسونیم... اما یکم به اعمالمون توجه کنیم که خدایی نکرده از مردمان روزگاری که حضرت علی (ع) در خطبه 146 نهج البلاغه توصیف کرده نباشیم....
پس از من روزگاری فرا میرسد که چیزی پنهان تر از حق و آشکارتر از باطل و زیادتر از دروغ بر خدا و رسول (ص) یافت نمیشود.
در چنین روزگاری هر گاه قرآن حق خواندنش ادا گردد و موجودی بی ارزش تر از ان نخواهد بود و آنگاه که تحریف شود چیزی با ارزشتر از آن یافت نمیشود.
در چنین روزگاری کاری بدتر از کار نیک( معروف) و چیزی بهتر از منکر یافت نمیشود . میان قرآن و عمل کنندگان به آن فاصله می افتد و حافظان قرآن آن را فراموش می کنند . در چنین عصری قرآن و پیروانش مطرود و متروک اند. دو رفیقی هستند که هیچکس از آنها نگاهداری و حفاظت نمیکند.
در چنین روزگاری نتیجه این میشود که قرآن و پیروانش در میان مردم و با مردم اند اما نه در اجتماع هستند و نه با مردم، زیرا گمراهی( که با اجتماع است) با هدایت ( که همراه قرآن است) هماهنگی ندارد هر چند در کنار یکدیگر باشند.
نتیجه این میشود که مردم در اختلافات وجدایی اتحاد داشته باشند و از اجتماع ووحدت بپرهیزند.
در چنین روزگاری گویا اینان رهبر و فرمانده کتاب اند و قر آن فرمانده آنان نیست. در چنین عصری فقط نام قرآن در نظر مردم باقی مانده و غیر خط و نوشته های آن چیز دیگری را نمیشناسند.
در چنین روزگاری گذشته شایستگان را بیش از حد تحت فشار قرار داده و وفاداری آنان را نسبت به خدا، دروغ گفتن بخدا می نامند و برای کار خوب و الهی کیفر کار ناشایسته در نظر می گرفتند.
آرزوهای طولانی و نادیده انگاشتن مرگ ملت هایی را که قبل از شما بودند به هلاکت انداخت و سر انجام مرگی که عذر قبول نمی کند و توبه را نمیپذیرد گریبانشان را گرفت و عذاب و مصیبت آنها را در هم کوبید….

