قرار بود امروز وروجک خونمون(مرصاد خواهر زاده ام) با قطار ساعت 18:20 بیاد...به رسم همیشگی رفتیم به استقبال خواهر عزیزم... نشسته ایم روی صندلی و داریم با خواهر های بهتر از جانم گل میگوییم و گل میشنویم که نگاهی به ساعت میکنیم و میبینیم ساعت 18:40 شده و از قطار خبری نیست... میریم و از اطلاعات میپرسیم که قطار کی میاد ؟ با اطمیان کامل میگه: الان دیگه میاد....
در خط 2 چهره ی خسته ی کودکی که در بغل مادرش به خواب رفته توجه ما را به خودش جلب میکنه و خواهرم با دلسوزی میگه: بیچاره معلوم نیست از کی اینجان که خوابش برده که در همین موقع بلندگوی سالن اعلام میکنه که قطار تهران –نیشابور ساعت 18 قراره بیادو مسافرین برن خط 2!! و ما متوجه میشیم که قطاری که قراره بیاد 50 دقیقه تاخیر داره!(خوب وقت مردم که ارزش نداره و مردم هم اگه 2 ساعت دیگه هم قطار نمیومد همچنان بی صدا میشستن)
بعد رفتن این قطار، قطاری رو که از سمت مشهد با سرعت در حال گذر از ایستگاه میبینیم ، به خواهرم میگم ما کلا دلمون خوشه و به این آهن پاره ها میگیم قطار!!! و تازه خیلی ها به این آهن پاره ها افتخار میکنن و خوب مردم هم باورشون میشه قطار همینه که دارن میبنن!!!... همین طور در حال صحبت هستیم که خواهرم تماس میگیره . با صدایی ناراحت و خسته میگه: شما برید خونه ، من دیدمتون نشسته بودین رو صندلی،نمیدونیم چرا قطار نگه نداشت
الان مسافرا رفتن رئیس قطار و ببینن صحبت کنن ،( با خودم میگم چه فایده دیگه بر نمیگرده که)... انگاری یادشون رفته نگه دارن
!!!...و همچنان ما منتظر مرصادیم که قرار بوده ساعت 18:20 بیاد و الان ساعت از 21 گذشته...
توصیه من:اگه جونتون براتون اهمیت دارو مهمه،خوب توصیه میکنم با اتومبیل یا اتوبوس سفر نکنید چونجاده ها در ایران جز بلایای طبیعی محسوب میشه... اگر هم وقتتون براتون مهمه ،با قطار سفر نکنید چون تضمینی در به موقع رسیدن شما وجود نداره شاید هم علاوه بر این خطر قبلی هم شما رو تهدید کنه! ...
+ نوشته شده توسط محبوبه در شنبه دهم فروردین 1387 و ساعت
21:13 |