تبليغاتX
تپش ثانیه ها

 چه کسی حریم خودشو میشناسه؟

*میرم بانک ولی کارت شناسایی همرام نیست به رییس بانک میگم مبلغ چک زیاد نیست اگه میشه

 برام نقدش کنید، و نمیدونم از کجا انقدر سرخوشه که بدون نوبت و بدون توجه به صف طولانی کارمو

انجام میده و همه مثل کسایی که میخوان خفه ام کنن بهم نگاه میکنن!

*بیمارستان شهر ما حتی دستگاه اسکن نداره(البته چبزای دیگه هم نداره،اسمن بیمارستانه) و حتی

برای یک بیماری کوچیک باید به جای دیگه ای رفت .بازم این خوبه مردم انقدر ترسیدن که برای کوچیک

ترین کارهاشون به بیملرستان اینجا مراجعه نمیکنن !فرض کنید اتاق CCU اینجا مثل اتاقه بخش داخلیه یه

 بیمارستان معمولی تو تهرانه!

*  الان باید برای ترم 5 انتخاب واحد کنم تقریبا هر ترم چه به صورت دستی بوده و چه اینترنتی

 دانشگاه یک فیلم برای بچه ها بازی کرده !از درسهایی که تو لیست ارائه شده فقط میتونیم 8 واحد

 برداریم و مسئول دانشگاه تقریبا به هر کسی یه چیز گفته اونم به خاطر اینکه خودش بنده خدا نمیدونه

 چه میشه کرد؟

*شهر ما یک چهار راه تقریبا شلوغ داره که وقتی 1دقیقه پلیس حواسش نباشه همه از نظر خودشون

 میخوان زرنگ بازی در بیارن و از چراغ قرمز عبور کنن بماند که هنوز خیلی ازعابرها یاد نگرفتن وقتی چراغ

 سبز هست از خیابون عبور نکنن!

* هنوز پهنای باند خطوط ارتباطیمون تو بازکردن یه سایت تقریبا پرحجم مونده وما دم ازدولت الکترونیک

میزنیم!

* از فضول گیری بعضی ها هیچ وقت کم نمیشه حتی اگه چند ماه همدیگه رو ندیده باشین و بعد اون

 مدت هم وقتی بهشون یه نگاه خشک و خالی هم نکنی اولین سوالی که ازت میکنن اینه:روزه

میگیری؟؟...آخه دختر خوب من روزه بگیرم یا نگیرم به تو چه ربطی داره؟...

* اینا همه یعنی اینکه ما از هر نظر جامعه ای کامل و مثال زدنی داریم...

 

+ نوشته شده توسط محبوبه در سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387 و ساعت 1:1 |

 مثلا رسانه ملی

بعضی ایام که ماه رمضون یکی از اون ایام هست تلوزیون برنامه های خاص پخش میکنه ...حالا نمیدونم بر طبق کدوم معیارو منطق پخش سریال اونم از تمام شبکه ها میشه برنامه ویژه ماه رمضان...

بازم نمیدونم طبق کدوم معیار سریال هایی که هیچ ربطی به ماه رمضون نداره جز اینکه سفره سحر و افطار در این سریال ها پهن میشه ربط داده میشه به ماه رمضون...

بازم نمیدونم که اگه موضوعات مربوط به زنها مثل زن دوم رو از زن اول مخفی کردن ،بچه دار شدن یا نشدن،دو تا خواستگار هم زمان داشتن ،طلاق گرفتن و کلی موضوعات تکراری نبود این فیلمنامه نویسها ایرونی چی مینوشتن ...صد رحمت به فیلمها هندی

بازم نمیدونم افسانه بایگان در نقش نرجس خانوم کدوم تیمارستان رفته بوده که از پشت میله های تیمارستان با معلم کلاس اولش حرف میزده ...چقدر هم با احساس میگن بنده خدا ها دل مردم رو به درد بیارن

بازم نمیدونم چرا معصومه همون که رو تخت خوابیده برای چی سرم به دستشه و به قول یاسمن دولپی نون سنگک میخوره ...

سحری دیدم هنوز تا اذان مونده و برای باره اول گفتم تلویزیون رو روشن کنم ببینم بازم همون مجری که همه چیزو سر هم میکنه و صد تا صفت برای یه چیز میگه که آخرش نمیفهمی موضوع چی بود و چی گفت امسال چی میگه: همین که میشینم پا تلویزیون مینا میگه :باز نشستی سوتی بگیری...

باز نمیدونم این چه رسمیه که 5 دقیقه به 5 دقیقه مونده به اذان ساعت اعلام میکنن ، فکر کنم کم کم شماره معکوس هم بزارن...

مینا جلوتر از من داره نماز میخونه و منم پشتش نشستم وفقط صدای تلویزیون میاد...مجری میخواد بین دعای سحر ساعت اعلام کنه. دقیقا عین حرف خودش: (خیلی عرفانی داره میگه،با حسی خاص که با خودم میگم چی میخواد بگه که دل آدم رو از این رو به این رو کنه)اگه مادر پدرتون زنده هست ،گوشی رو بردارین بگین امروز روز نهمه ،اگه پرسید چند دقیقه تا اذان مونده بگین:10 دقیقه...از زوره خنده دارم خفه میشم ،خودمو خیلی کنترل میکنم که نخندم که مینا حواسش پرت نشه ولی نمیتونم مینا سر نماز خنده اش میگیره و وقتی نمازش تموم میشه میگه:اه این چیه روشن کردی ؟ من و مینا داریم از خنده میترکیم و مامانم هاج و واج به ما نگاه میکنه که چی شده...

+ نوشته شده توسط محبوبه در چهارشنبه بیستم شهریور 1387 و ساعت 12:36 |

چرا روزه ؟

مادر شوهر مریم: من که آب میخورم،آب که نمک نداره!(باور کنید آب اینجا علاوه بر نمک، شن،ماسه ،پاره سنگ،پاره آجر هم داره!)

ب1: گرسنگی هم مگه ثواب میشه؟!     

ب2: روزه برای آدمهای بیکاره!

زندایی: مگه نباید یه ماه در سال روزه گرفت فخب تو زمستان میگیریم!

م: روزه میگیرم تا لاغر شم!

زنعمو: اگه روزه بگیری و بخوابی قبول نیست باید کار هم کنی!

آقای الف: من صبح تا شب دارم اینجا حرف میزنم که نمیتونم روزه بگیرم!

طاهره: دیگه کم کم روزه داره از مد می افته!

رامین: من تو سن رشدم نباید روزه بگیرم!(خدا رحم کنه اگه رشد کنه چی میشه)

اکرم: من که میدونم شماره چشمم بالا میره ،نمیگیرم!

خودم: روزهایی امتحان دارم واقعا نمیتونم بگیرم.

شما چی؟رو چه استدلالی روزه میگیرید یا نمیگیرید؟

پینوشت۱:اسامی به ترتیب سن نوشته شدن.

پینوشت۲:تو کامنتهای قبلیم یکی کامنت گذاشته بود و تقاضای لینک داده بود ولی من کامنتشو الان پیدا نمیکن و ادرسشم یادم نیست لطفا دوباره آدرستونو بزارید.

+ نوشته شده توسط محبوبه در چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387 و ساعت 13:55 |

خدایا!در این ماه رمضان ما را از بندگی ات سرشار کن ، و اوقات ان را به زیور طاعت بیارای،و به روزه

روزهایش ، و نمازو لابه و زاری و خاکساری و خواری در پیشگاهت ، مدد فرما.تا اینکه روز آن ، گواه غفلت

 ما نباشد، و شب ان شاهد گناه ما نگردد!...

و ما را از بندگان صالح خود که فردوس را به ارث می برند و خود در آن جاودان اند ، و از آنان که انچه را

دارند در راه خدا می دهند ، در حالی که دل هاشان از اندیشه بازگشت به پروردگارشان ترسان است ، و

 از کسانی که در کارهای نیک میشتابند و بدان پیشی می گیرندف قرار ده!

منبع:صحیفه سجادیه،دعای شماره44

 

+ نوشته شده توسط محبوبه در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387 و ساعت 18:30 |